<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle></JournalTitle>
                <Issn></Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>04</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>هژمونی شکننده: مبارزه نمادین و ازهم‌گسیختگی گفتمان جمهوری اسلامی افغانستان</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">5003208</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi">10.22034/marefatefarhangi.2026.5003208</ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>امان الله</FirstName>
            <LastName>فصیحی</LastName>
            <Affiliation>دکتری - تهران</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0003-0015-9516</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2025</Year>
                    <Month>12</Month>
                    <Day>19</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">این مقاله به تحلیل گفتمانی ظهور، استقرار و فروپاشی «گفتمان جمهوری اسلامی افغانستان» (۲۰۰۱-۲۰۲۱) می‌پردازد. پژوهش حاضر با اتکا بر چارچوب نظری و روش‌شناختی لاکلا و موف، استدلال می‌کند که نظام جمهوری نه صرفاً یک ساختار سیاسی، بلکه یک پروژه هژمونیک بود که کوشید از طریق مفصل‌بندی دال‌های متنوعی چون جمهوریت، اسلامیت، دموکراسی و حقوق بشر، نظمی معنایی جدید خلق کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این گفتمان با حمایت گسترده جامعه جهانی به موقعیت هژمونیک دست‌یافت؛ با این حال، این هژمونی از ابتدا به دلیل تضادهای درونی شکننده بود. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که یک مبارزه نمادین مستمر میان گرایش‌های تفسیری رقیب (سنتی و مدرن) و مهم‌تر از آن، غلبه منطق عملی قومیت بر منطق رسمی شهروندی و اتکا به بیرون، مانع از شکل‌گیری یک هویت ملی منسجم شد. این تناقض بنیادین، که با بحران مشروعیت، فساد سیستماتیک و تمرکزگرایی قدرت تشدید می‌شد، ظرفیت گفتمان حاکم را برای تولید معنا تضعیف کرد و به‌تدریج دال‌های مرکزی آن را از معنا تهی ساخت. در نهایت، فروپاشی سریع نظام در آگست ۲۰۲۱، نه یک رخداد نظامی صِرف، بلکه نقطه اوج یک ازهم‌گسیختگی گفتمانی درازمدت بود که مقاومت نمادین و مادی نظام را از درون مضمحل کرده بود. </OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">گفتمان جمهوری اسلامی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">افغانستان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تحلیل گفتمان</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">هژمونی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">لاکلا و موف</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">منطق قومیت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">مبارزه نمادین</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
