رهيافت تاريخي به شناسايي عوامل بحران و نظم ناپذيري سياسي در افغانستان معاصر (53)

سيدهاشم هاشمي / دانشجوي دکتري علوم سياسي دانشگاه تهران hash.hashemi110@yahoo.com

چکيده :
رويکرد تاريخي به شناسايي عوامل بحران و نظم ناپذيري سياسي درافغانستان بخشي از مباحثات نظري حل ناشده در حوزه مناسبات فکري سنت وتجدد در اين کشور است.شناسايي موانع نظم ناپذيري سياسي با رويکرد تاريخي  نظم سياسي را با توجه به خاستگاه معرفتي تجدد درنظرمي گيرد . سنت و هويت فرهنگي درافغانستان مانع درک واقعيات اداره جامعه به شيوه علمي –مشارکتي شده  و موانع گذار به نظم جديد را مورد حمايت وبازتوليد قرارداده  است.مهمترين سوال درباره  چرايي نظم ناپذيري سياسي درافغانستان اين است چه  عوامل  فرهنگي و زيستي به افغانستان طبيعت هميشه بحراني بخشيده است؟ ترديدي نيست که افغانستان به عنوان يک واحدسياسي داراي طبيعت هميشه بحراني در نظم اجتماعي و سياسي است.پژوهش درتاريخ افغانستان  نشان مي دهد که اين کشور داراي انباشتي از منازعات گوناگون هويتي -فرهنگي و محيطي است. افغانستان داراي منازعات درون قبيله اي و رقابت هاي حاد قومي است که اين وضعيت معلول ساختارهاي  قومي و قبيله اي در اين کشور است. افغانستان کانون جدال هاي متصلبانه فرقه اي است. فراز وفرود  فرقه گرايان را بايد بازي  به حساب آورد که با هر رفت-برگشت ،اين کشور دچار تخريب و فروپاشي شده است. سياست دولت هاي عمدتا پشتون  افغانستان  به منظور ساخت دولت و ملت براساس هسته يک قوم که از آن به عنوان سياسيت تغيير زبان وهويت ياد شده است از جمله عوامل بي ثباتي جامعه افغانستان محسوب مي شود . از ديگر متغيرهاي دخيل  در نظم ناپذيري سياسي ، صورت بندي ژئوپلتيکي وادعاي ارضي  افغانستان  نسبت به همسايگان است . متغيرهايي که دراين تحقيق  به عنوان موانع نظم پذيري سياسي شناسايي شده اند ، نتايج آن متغيرها يافته هاي اين تحقيق محسوب مي شوند .مهمترين فرايند متغيرهاي يادشده ، توضيح شکست افغانستان در ساخت دولت وملت است . 

کليدواژه‌ها: دولت ، ملت ، قبيله ، قوم ، مدرنيته ، مذهب ، فرهنگ.