ارزيابي نتقادي رهيافت‌هاي مكتب كنش متقابل نمادين (55)

*عبدالحسن بهبهاني‌پور / دانشجوي دکتري دانش اجتماعي مسلمين، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) behbahaanipur@gmail.com
سيدحسين شرف‌الدين / استاد گروه جامعه‌شناسي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) sharaf@iki.ac.ir

چکيده
مکتب کنش متقابل نمادين تلاشش بر اين بود که رويکرد جديدي مغاير با رويکرد پوزيتويستي ترسيم کند؛ تا از رهگذر آن برخي از زواياي تاريک شکل‌گيري کنش اجتماعي روشن سازد . اين مکتب با تأکيد بر اين نکته مرکزي و مهم که انسان برخلاف جانوران پست‌تر موجودي متفکر و داراي نظام معنايي است، در صدد برآمد نقش نماد و معاني در باز تعريف مقوله آگاهي در خارج از چارچوب پوزيتويسم ارائه دهد. لذا تلاش اين مکتب در چارچوب رهيافت‌هاي متنوع آن براي بيان نقش نمادها و معاني در ايجاد کنش و در تحليل زواياي آن در همين راستا صورت گرفته است. از جمله رهاوردهاي اين مکتب اينکه توانست رويکردهاي خردبينانه را وارد ادبيات جامعه‌شناسي کند و توجه محققان به سمت افراد و انگيزه‌هاي کنش معطوف سازد. ازسوي ديگر، اين مکتب، داراي نقاط ضعف و رخنه‌هاي متعدد و بنياديني است که به نظر مي‌رسد ريشه در مباني پراگماتيستي و مادي اين مکتب دارد. از جمله نقدهاي وارد، فقدان تبيين علّي، نپرداختن به ابعاد پنهان کنش، انکارگرايش‌هاي فطري، انفعال در برابر اقتضاءات جامعه، تقليل انگاري معرفت به ساحت‌هاي اجتماعي مي‌باشد.

کليدواژه‌ها: مکتب کنش متقابل نمادين، پوزيتويسم، نماد، نظام معنايي، پراگماتيسم