اصول و مباني حاكم بر تعيين قلمرو آزادي در اسلام

سال نهم، شماره دوم، پياپي 34، بهار 1397

علي احمدي امين / دانشجوي دكتري فلسفه اخلاق تطبيقي، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    ali20750@yahoo.com 
مجتبي مصباح / دانشيار گروه فلسفه، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره       m-mesbah@qabas.net
دريافت: 25/10/1396 ـ پذيرش: 21/02/1397
چکيده
«آزادي» در دانش‌هاي ارزشي، به فعل اختياري انسان در آزاد گذاشتن خود يا ديگران اشاره دارد. براي تعيين ارزش آزادي، نيازمند اصول و قواعدي هستيم كه امروزه ارائه اين اصول براي تعيين قلمرو آزادي با انتقادهايي مواجه شده است؛ زيرا اولاً، اين اصول مبتني بر نوع تلقي خاصي از سعادت هستند. ثانياً، به سلب حداکثري آزادي منفي منجر مي‌شوند. از سوي ديگر، عدم ارائه اصول اخلاقي نيز با انتقاداتي مواجه شده است؛ زيرا نداشتن اصول اخلاقي، به غفلت از آزادي مثبت منتهي مي‌شود. اين پژوهش با روش تحليلي و استدلالي، به تبيين ديدگاه اسلام در ارائه اصولي براي تعيين قلمرو آزادي مي‌پردازد و ضمن التزام به خردگرايي و واقع‌گرايي، از آزادي در معناي منفي و مثبت آن دفاع خواهد کرد. به‌گونه‌اي‌که از پيامدهي منفي ناشي از عدم ارائه جمع بين اين دو احتراز خواهد شد. در نتيجه، بدون پذيرش بي‌تفاوتي، از مداخله و ممانعت حداکثري پرهيز خواهد شد. اسلام با توجه به توحيد و مخلوق بودن انسان و جهان و با توجه به واقع‌گرايي و غايت‌گرايي در ارزش‌سنجي رفتار، اصول زير را در تعيين قلمرو آزادي ارائه مي‌دهد: اصل بندگي، اصل آزادي، ارزشمندي تأمين نيازها، اهتمام به آزادي مثبت و پذيرش پلوراليسم اجتماعي. در حوزه تغيير و اصلاح رفتار نيز اصول و قواعدي چون لزوم حسن ظن، حمل بر صحت رفتار ديگران، اصل تغافل، اصل تدرج و مدارا مورد توصيه قرار مي‌گيرند.
کليدواژه‌ها: آزادي، اسلام، مباني اخلاقي، اصول اخلاقي، قلمرو آزادي.