صورت بندي سريال معماي شاه در تعامل سه گانه هستي شناسي، تاريخ، رسانه

سال هشتم، شماره سوم، پياپي 31، تابستان 1396

سيدهاشم هاشمي / دانشجوي دکتراي علوم سياسي دانشگاه تهران                            hashemi194@yahoo.com

دريافت: 27/03/1396 ـ پذيرش: 20/08/1396

 

چکيده

سريال معماي شاه، حامل روايت رئاليستي از تاريخ معاصر ايران است؛ از حيث ساختار رسانه اي، در اين سريال مفهوم «ايران» به عنوان متغير مستقل و نقش آفرينان و حوادث آن به مثابه متغير وابسته در نظر گرفته شده  است. در واقع، ايران قلب تپنده سريال به حساب آمده و هر آنچه پيرامون آن روي مي دهد، با اين موقعيت در نظر گرفته مي شود و قهرمانان تاريخ از آن حيث بزرگ مي شوند که در پي عظمت آن هستند و کساني که حقيرند، از آن حيث چنين اند که با الگوي مفهوم ايران ناسازگارند. از حيث محتوايي در اين سريال، سطح سه گانۀ آگاهي يعني «تاريخ، رسانه و هستي شناسي» همنوايي ويژه اي مي يابند. در معناسازي اين سريال، اين ترکيب همگون که فرايند سريال را صورت بندي معنايي نموده، داراي پيامدهاي خاص معنايي است. اين پژوهش با هدف تحليل محتواي سريال، به رهيافت کلي اشاره دارد که ساختار فيلم بر آن نهاده شده است. اين رهيافت کلي، حضور رويکرد رئاليستي در سريال سازي در بازنمايي تاريخ معاصراست.

کليدواژه ها: تاريخ، رسانه، هستي شناسي، ايران، شاه، رئاليسم.