نقش سيدجمال در تغيير نظام آموزشي الازهر و تأثير آن بر تحولات سياسي اجتماعي مصر

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 26، بهار 1395

محمدعلي ميرعلي / دانشيار علوم سياسي جامعة المصطفي العالميه                                  alimir124@gmail.com

دريافت: 13/5/1394 ـ پذيرش: 5/10/1394

چكيده

رويکرد علمي غالب الازهر، از زمان تسلط ايوبيان رفته رفته نقلي و مبتني بر تفسيرهاي ظاهرگرايانه بوده است. سيدجمال، از بدو ورود به مصر، علوم عقلي را با هدف، تغيير نگرش و موضع علماي الازهر نسبت به پديده هاي اجتماعي، از طريق تحول نظام آموزشي آن نهاد وارد الازهر كرد. سيدجمال، همواره نظام آموزشي قديم را به چالش مي کشيد و از نظام آموزشي جديد در الازهر دفاع و خواهان اصلاح روش هاي آموزشي آن بود. وي فلسفة علوم اسلامي و دانشگاه الازهر را منحصر به تئوري پردازي صرف نمي دانست، بلکه معتقد بود بايد الازهر بتواند در عمل نيز مسائل و نظريه هاي فقهي را جامة عمل بپوشاند. وي معتقد بود كه چرا فقهاي الازهر نمي توانند فقه را در عرصة سياسي و اجتماعي به کار بندند. وي به دنبال نظام آموزشي اي بود که بتواند تحول سياسي اجتماعي به  همراه داشته باشد و منجر به پايان استعمار و نظام استبدادي و سلطنتي گردد. اين نوشتار با رويكرد نظري و تحليلي درصدد است که نقش سيدجمال را در تغيير نظام آموزشي الازهر، واکاوي کند و تأثيرات آن را بر جامعه مصر مورد ارزيابي قرار دهد.

کليدواژه ها: سيدجمال، تحولات سياسي اجتماعي، نظام آموزشي الازهر.